ژانویه 6, 2015 1:49 ق.ظ

مصادیق تعزیرات منصوص شرعی در فقه اسلامی

حق و حقوق : تعزیرات منصوص شرعی برخلاف تعزیرات عام شرعی، محدود و قابل احصائند و برای شناسایی و احصاء آنها بهترین روش مراجعه به کتب روایی است. البته فقهاء نیز در کتب و تألیفات خود به صورت پراکنده و در فصول و ابواب مختلف به تناسب موضوع با استناد به روایات مرتبط به آنها اشاره نموده اند. امّا تنها فقیهی که به جمع آوری و احصاء این دسته از تعزیرات(منصوص) همت گماشته، فقیه عالیقدر مرحوم علامه مجلسی(ره) است. ایشان در کتاب ارزشمند خود با نام “حدود و قصاص و دیات” این تعزیرات را در 50 قسم برشمرده اند. در اینجا به جهت کمیاب بودن این کتاب و عدم امکان دسترسی به آن برای همگان، تعزیرات احصاء شده از سوی ایشان عیناً از کتاب فوق برای استفادۀ دوستان نقل می شود؛

« فصل سوّم :در بيان انواع تعزير است… و آن پنجاه قسم است :

اوّل: كسى كه در روز ماه مبارك رمضان با زن خود جماع كند اگر زن نيز راضى بوده، هر يك را قضا و كفاره واجب است، و حاكم شرع هر يك را بيست و پنج تازيانه می زنند، و اگر زن را جبر كرده است، مشهور آن است كه كفارۀ زن را مرد می دهد، و تازيانۀ زن را نيز بر مرد می زنند، يعنى او را پنجاه تازيانه می زنند. دوّم: كسى كه زن آزادى داشته باشد، و كنيزى را بی رخصت او نكاح كند، و دخول كند هشت يك حد زنا می زنند او را، يعنى دوازده تازيانه و نيم، و در روايت كلينى اين تعزير براى كسى وارد شده است: كه ذميۀ كافرى بر سر زن مسلمان بخواهد، و نيم تازيانه آن است، كه ميان تازيانه را بگيرند و بزنند. و بعضى گفته‌اند: كه سست تر و ميانه حال بزنند، و اوّل اقوى است. سيّم: دو مرد برهنه را كه در زير يك لحاف بيابند، بنا بر قولى كه گذشت. چهارم: مرد و زنى را كه برهنه در يك لحاف بيابند، بنا بر مشهور كه مذكور شد. پنجم: كسى كه به انگشت بكارت دخترى را ببرد، و در حديث صحيح وارد شده است كه او را هشتاد تازيانه می زنند، و مشهور تعزير است. ششم: كسى كه اقرار به زنا يا لواط كمتر از چهار مرتبه بكند. هفتم: كسى كه پسرى را ببوسد. هشتم: دو زن بيگانه كه ايشان را برهنه در زير يك لحاف بيابند. نهم: كسى كه شخصى را دشنامى دهد كه فحش نباشد، و او مستحق اهانت نباشد، يا كنايه بگويد كه صريح در فحش نباشد، مثل آن كه بگويد كه من حرام زاده نيستم. دهم: آن كه كسى بزن خود بگويد، كه من ترا باكره نيافتم. يازدهم: آن كه طفلى يا ديوانه را فحش بگويد. دوازدهم: دو مرد كه يك ديگر را هر دو دشنام فحش بگويند، هر دو را تعزير می كنند. سيزدهم: كافرى كه سحر كند. چهاردهم: طفل يا ديوانه كه شراب خورند. پانزدهم: كسى كه شراب فروشد و حلال نداند. شانزدهم: كسى كه به قهر و غلبه مال كسى را بگيرد و بگريزد، مانند طرّادان. هفدهم: كسى كه به كاغذهاى ساخته و رسالتهاى دروغ مال مردم را گيرد. هجدهم: كسى كه بنك بخورد كسى دهد، يا بيهوش دارد. نوزدهم: كسى كه جلق كند، و بدست خود استمناء كند تا منى بيايد. بيستم: كسى كه غلام خود را بكشد او را تعزير می كنند، و كفاره می دهد، و قيمت غلام را نيز تصدّق می كند. بيست و يكم: مسلمانى كه كافرى را بكشد كه آن كافر در امان باشد. بيست و دوم: كسى كه در مجلس شراب به اختيار خود بنشيند. بيست و سيّم: كسى كه ماهى بی فلس را بخورد، يا بفروشد، يا سپرز حيوان يا ساير اجزاى حرام حيوان را بخورد. بيست و چهارم: طفل يا ديوانه‌اى كه زنا يا لواط كنند. بيست و پنجم: وطى كردن با چهارپايان. بيست و ششم: كسى كه زنى را بر عمّه يا خاله اش عقد كند بی رضاى ايشان با علم به حرمت. بيست و هفتم: كسى كه زن يا متعه، يا كنيز خود را در حيض، يا نفاس از پيش جماع كند او را بيست و پنج تازيانه می زنند، ربع حد زنا كار. بيست و هشتم: كسى كه موى سر زنى را بتراشد، در روايت وارد شده است كه او را می زنند، زدنى درد آورنده، و حبس می كنند او را، اگر موى سر زن روييد مهر مثل زن را می گيرند و بزن می دهند، و اگر نروئيد ديۀ آن زن را می گيرند و به او می دهند. بيست و نهم: كسى كه عبادت واجبى را ترك كند و اصرار نمايد. سی ام: كسى كه فعل حرامى بكند كه حدى بر آن مقرّر نشده، و اصرار نمايد ، اين دو طايفه را امام عليه السلام، يا نائب او تعزير می نمايند، به آن چه مصلحت دانند، كمتر از حد شرعى، چنانچه مذكور شد. سى و يكم: در حديث موثق حضرت صادق عليه السلام مروى است: كه مردى آمد به نزد حضرت رسول صلى الله عليه و آله و شكايت كرد كه: يا رسول الله من مردى را سؤال كردم و قسم دادم بوجه الله، يعنى بر وى خدا مرا پنج تازيانه زد، حضرت پنج تازيانۀ ديگر بر او زد، و گفت : سؤال كن بوجه لئيم خودت. سى و دوّم: بسند معتبر منقول است كه حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه مردى را ديد كه در مسجد قصه می خواند، او را تازيانه زد، و بيرون كرد و ممكن است كه مراد قصّه هاى دروغ بوده باشد. سى و سيّم: در احاديث معتبره وارد شده است كه كسى در مسجد الحرام بول يا غائط كند او را كتك سخت مىزنند، و اگر در كعبه بكند او را از حرم بيرون می برند، و گردن می زنند. سى و چهارم: در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه سود خوار را تعزير می كنند، اگر بار ديگر بكند، باز تعزير می كنند، اگر بار ديگر بكند او را می كشند. سى و پنجم: در حديث معتبر وارد شده است كه كسى گوشت حيوان مرده يا خون، يا گوشت خوك بخورد او را تأديب می كنند، و در مرتبۀ دوم نيز تأديب می كنند، و در مرتبهء سيم نمی كشند. سى و ششم: در روايتى وارد شده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام در مكانى كه مردم وضوء می ساختند، آمدند و نشستند كه وضو بسازند مردى آمد و خود را بر حضرت زد كه افتادند كه دستهاى مباركشان بر زمين آمد، حضرت بر خواستند و وضو را تمام كردند، چون فارغ شدند سه تازيانه بر سر او زدند، و فرمودند: كه ديگر با مسلمانان چنين مكن. سى و هفتم: در حديث معتبر وارد شده است: كه كسى كه گواهى دروغ بدهد، و نزد امام عليه السلام ثابت شود، تازيانه می زنند او را به قدرى كه مصلحت داند و او را بر دور محلات می گردانند، كه مردم او را بشناسند، و گواهى او را قبول نكنند. سى و هشتم: بعضى از علماء گفته‌اند: كه اگر مردى و پسرى كه قرابتى ميان ايشان نباشد، در حجرۀ خلوت بيابند، محل تهمت باشند، يا مرد و زن نامحرمى را در يك خانه بيابند، و ريبه و تهمتى باشد، هر دو را تعزير می كنند. سى و نهم: كسى كه با حليلۀ خود بعد از مرگ او جماع كند او را تعزير می كنند. چهلم: مرد يا زن آزاد مسلمان اگر غلامى را، يا كنيزى را، يا كافرى را كه در امان باشد، يا كودكى را، يا ديوانه‌اى را فحش گويد او را تعزير می كنند. چهل و يكم: بعضى از فقهاء گفته‌اند: كه اگر كسى كورى را، يا لنگى را يا پيسى را، يا صاحب خوره‌اى را به اين آفتها سرزنش كند، مثل آن كه بگويد: اى كوره، او را تعزير می كنند. چهل و دوم: اگر كسى كارهائى را كه موجب حد است در زمانهاى شريف بكند، مانند شب جمعه، و روز جمعه، و روز عيد غدير، و عيد فطر، و عيد اضحى، و ماه مبارك رمضان و … يا در مكانهاى شريف، مانند مسجد الحرام، و مسجد رسول صلى الله عليه و آله، و مسجد كوفه … گفته‌اند : با حد تعزيرى ضم می كند حاكم شرع، چنانچه امير المؤمنين صلوات الله عليه نجاشى شاعر را كه در ماه رمضان شراب خورده بود هشتاد تازيانه زد، و شب او را نگاه داشت، و در روز ديگر بيست تازيانه زد، و فرمود: كه اين بيست تازيانه براى اين بود كه جرأت كردى بر آشاميدن شراب در ماه مبارك رمضان. چهل و سيّم: روايت معتبرى وارد شده است كه هر گاه كافر ذمى مسلمانى را فحش بگويد، و نسبت دهد به زنا او را هشتاد تازيانه براى فحش می زنند، و هشتاد كم يك تازيانه براى حرمت اسلام می زنند، و سرش را می تراشند و در ميان اهل دينش می گردانند، تا ديگران چنين كارى نكنند. چهل و چهارم: هرگاه كسى بگويد به گبرى كه از خواهر، يا عمه، يا خاله اش بهم رسيده باشد، اى ولد الزنا، او را تعزير می كنند، زيرا كه ايشان اين نكاح را صحيح می دانند. چهل و پنجم: از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه دو كس را آوردند به نزد حضرت امير المؤمنين عليه السلام كه يكى به ديگرى گفته بود اى پسر ديوانه، او در جواب گفته بود، توئى پسر ديوانه، پس امر كرد يكى را كه ديگرى را بيست تازيانه بزند، و فرمود: كه بدان كه او هم خواهد زد، پس تازيانه را به ديگرى داد و فرمود: كه تو هم بيست تازيانه بزن او را. چهل و ششم: در چند روايت وارد شده است كه حضرت امير عليه السلام كسى را كه هجو مسلمانى می كرد تعزير می نمود يعنى هجوى كه فحش صريح نداشته باشد، و الا مستحق حد می شود. و ايضا از آن حضرت منقول است كه اگر كسى به كسى بگويد، لا اب لك، يا لا امّ لك بايد كه چيزى تصدّق كند، و اين دشنامى بوده است ميان عرب، يعنى پدر مباد تو را، مادر مباد تو را. چهل و هفتم: بسند صحيح منقول است كه در زمان حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه مردى به ديگرى گفت كه من به مادر تو محتلم شدم، آن مرد او را به خدمت آن حضرت آورد، و گفت اين مرا فحش گفته است، حضرت فرمود: كه خواب به منزلۀ سايه است، اگر می خواهى سايه اش را تازيانه بزن، امّا ما او را كتك سخت درد آورنده میزنيم، كه ديگر ايذاء مسلمانان نكند، و چنين سخنان بر روى ايشان نگويد، پس فرمود: كه او را كتك سختى زدند. چهل و هشتم: در حديث معتبر منقول است كه هر گاه زن شوهر دارى زنا كند و حامله شود و بعد از وضع حمل فرزند خود را بكشد او را صد تازيانه براى كشتن فرزند می زنند، و بعد از آن سنگسارش می كنند، و اگر شوهر نداشته باشد و زنا كند و فرزند را بكشد او را صد تازيانه میزنند براى زنا، و صد تازيانه براى كشتن فرزند. چهل و نهم: در بعضى از روايات وارد شده است كه هر گاه مردى زنى را بخواهد و معلوم شود كه شوهر داشته است. مرد را حد می زنند، و زن را سنگسار می كنند، و اگر مرد را به نزد امام نياورند پنج صاع آرد تصدّق می كند، و صاعى يك من تبريزى و چهارده مثقال و ربعى است، و موافق مشهور حد مرد محمول است بر تعزير هر گاه گمانى داشته باشد و تقصير در تفحص كرده باشد. پنجاهم: هر گاه آزادى و غلامى شريك شوند در كشتن آزادى و وارث اختيار كشتن آزاد كند امام بنده را تعزير می كند، پهلوهاى او را به تازيانه می زند. و در روايتى وارد شده است كه حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه سه طايفه را حبس می فرمود: اطباى جاهل را، و مكاريان مفلس را، و علماى فاسق را براى حفظ بدن و مال و دين مردم.»(۱)

با دقت در عبارات علامه مجلسی(ره) نکات چندی قابل ذکر بوده که البته قبل از آن لازم است اعلام شود؛ در نقل عبارات علامه مجلسی(ره) از درج پاورقی ها که عموماً ارجاع به روایات و کتب روایی بوده، خودداری شده است؛ نکته اول: سعی علامه بر آن بوده حتی الامکان تمامی تعزیرات منصوص را احصاء نماید امّا بعید نیست بتوان موارد محدود دیگری تعزیر منصوص را با تجسس و تحقیق در روایات بدست آورد که از نظر علامه دور مانده باشد مثلاً روزه خواری در ماه رمضان(۲). نکته دوم: منظور از “فحش” در عبارات علامه قذف کردن بوده است و “حلیله” به زن انسان، اعم از دائم و موقت و آزاد و کنیز اطلاق مى‏‌شود. نکته سوم: قسم سی ام از موارد تعزیر در کلام و بیان علامه ناظر به تعزیر شرعی به معنای عام بوده و به آن اشاره داشته و ۴۹ قسم دیگر بیان تعزیرات منصوص شرعی است.

در نتیجه تعزیرات منصوص شرعی که در قانون جدید مجازات اسلامی از اون یاد شده به نوعی همان حدودی است که در قانون ذکر نشده ولی در فقه آمده و در ماده 220 قانون مجازات اسلامی در مورد آنها بر اساس اصل 167 قانون اساسی رفتار خواهد شد.

پی نوشت:

۱- حدود و قصاص و دیات، العلامه المجلسی، موسسۀ نشر آثار اسلامی، ص ۶۰الی ۶۷.

۲- وسائل الشیعه(الاسلامیه)، الحر العاملی، ج ۷، ابواب احکام شهر رمضان، باب دوم، احادیث ۱و ۲،صص ۱۷۸و ۱۷۹.

نظر خود را با ما در میان بگذارید