جولای 31, 2015 9:28 ق.ظ

اصطلاحات حقوقی مفید

حق و حقوق : یکی از مسایل مهم در زندگی، آشنایی با مفاهیم و اصطلاحات حقوقی است، حال آنکه بسیاری از مردم بدون اطلاع از این مبانی درگیر مشکلات مختلف می‌شوند. برای آشنایی بیشتر شما با مفاهیم و اصطلاحات حقوقی، از این پس در هر شماره به ذکر چند نمونه از این اصطلاحات خواهیم پرداخت.

دادخواست: شکوائیه ای است که به مراجع قضایی، به طور کتبی و در اوراق مخصوص عرضه می شود. اصولاً در دعاوی مدنی، خواهان باید خواسته اش را با تقدیم دادخواست در دادگاه طرح کند.

دادنامه: پاکنویس رای دادگاه که به امضای رئیس یا دادرس دادگاه و  مدیر دفتر آن رسیده باشد. مفاد دادنامه، رای دادگاه است.

ابلاغ: رساندن اوراق دعوی مانند اخطاریه، اجرای حکم، اجرای سند  و … به اطلاع شخص یا اشخاص معین با رعایت تشریفات قانونی.

ابلاغ واقعی: رساندن اوراق دعوی به شخص مخاطب یعنی شخصی که هدف از ابلاغ، اطلاع دادن به اوست، از طریق خودش یا وکیلش.

ابلاغ قانونی: هر گونه ابلاغی که مطابق مقررات قانون است اما به شخص مخاطب یا وکیل او صورت نمی گیرد، برای مثال اگر برگه اخطاریه وقت حضور در دادگاه به همسر مخاطب ابلاغ شود، ابلاغ قانونی است.

احضاریه: برگه ای است که در آن قاضی امر می کند تا افراد اعم از متهم، مطلع یا گواه در دادسرا یا دادگاه حاضر شود. ابلاغ احضاریه با رعایت تشریفات مربوطه و عدم حضور مخاطب بدون عذر موجه موجب خواهد شد تا وی توسط مرجع قضایی جلب شود.

اخطاریه: یادآوری کردن رسمی یک یا چند موضوع در حدود مقررات به مخاطب است. مانند اخطاریه برای حضور در دادگاه حقوقی یا ارایه اصول اسناد در دادگاه یا برای پرداخت مالیات توسط اداره دارایی.

اظهار نامه: نوشته ای است که مطابق مقررات قانونی تنظیم می شود و نویسنده خواسته قانونی و مشروع خود را در آن می آورد و به وسیله مامورین دادگستری به طرف مقابل ابلاغ می شود. برای مثال الف برای مطالبه اجاره بهای معوقه از طریق اظهارنامه به طرف مقابل (مستاجر) ابلاغ می کند که بدهیش را بپردازد.

اعسار: اگر شخصی به واسطه عدم کفایت دارایی یا دسترسی به مالش، قدرت پرداخت هزینه دادرسی یا پرداخت بدهی خود را نداشته باشد، می گویند این فرد معسر است و باید برای اثبات اعسارش، درخواست اعسار از دادگاه صالح به عمل آورد.

تصرف: عبارت است از اینکه مالی در اختیار کسی باشد و او بتواند نسبت به آن مال تصمیم گیری کند.

تصرف عدوانی: تصرفی است که بدون رضای مالک مال غیرمنقول از طرف کسی صورت گرفته باشد. در معنی عام کلمه تصرف عدوانی عبارت است از خارج شدن مال از استیلاء و تصرف مالک آن مال بدون رضایت وی.

تعزیر: مجازاتی است که نوع (شلاق، حبس، جزای نقدی و…) و میزان آن (یک سال حبس، 10 ضربه شلاق، 10 میلیون ریال) در شرع نیامده است و توسط قاضی تعیین می شود. در حال حاضر در کشور ما در قانون مجازات اسلامی انواع مجازات های تعزیری برای جرایم ارتکابی تعیین شده است. به عنوان مثال مجازات خیانت در امانت 6 ماه تا سه سال حبس تعزیری است.

توقیف دادرسی: در دعاوی مدنی پس از شروع به محاکمه در مواردی که قانون تصریح می کند مرجع رسیدگی می تواند برای مدتی دادرسی را متوقف سازد. مانند هنگامی که یکی از اصحاب دعوی فوت می کند.

تهاتر: یکی از اسباب سقوط تعهدات است. به موجب تهاتر دو طرف که دارای تعهدی متقابل هستند و موضوع تعهدشان (اعم از اینکه وجه نقد یا اشیا باشد مثل برنج، گندم و…) به تعداد مساوی با یکدیگر ساقط می شوند. این تهاتر می تواند با اراده طرفین یا به حکم قانون یا حکم دادگاه باشد.

افراز: دعوایی است که شریک ملک مشاع بر شریک دیگر به منظور تقسیم مال مزبور در صورت عدم تراضی بر تقسیم اقامه می کند.

تاخیر تادیه خسارت: پولی است که بدهکار بر اثر تاخیر در پرداخت بدهی باید به طلبکار بپردازد.

تامین خواسته: تضمینی است که خواهان از اموال خوانده قبل از صدور حکم به نفع خودش از دادگاه می خواهد.

تامین دلیل: صورت برداری دادگاه از دلایل اثبات دعوی قبل از طرح و اقامه دعوی به منظور جلوگیری از زوال و از بین رفتن دلایل است که  به درخواست خواهان به عمل می آید. برای مثال برای بررسی میزان پیشرفت کار ساختمان در زمانی پی کنی و عدم انجام به موقع آن از سوی پیمانکار، کارفرما می تواند با تامین دلیل آن را برای آینده حفظ کرده و برای مطالبه خسارت استناد کند.

حکم قطعی: حکم غیر قابل اعتراض و تجدید نظر یا حکم قابل اعتراض و تجدیدنظر که در موعد مقرر از آن اعتراض و تجدیدنظر به عمل نیامده است و نیز احکامی که در مرحله تجدیدنظرخواهی صادر می شود.

تاجر: کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد.

دلال: کسی است که در مقابل اجرت، واسطه انجام معامله ای شده یا برای کسی که می خواهد معاملاتی انجام دهد، طرف معامله پیدا می کند.

کمیسیون : حق العمل کاری است که کسی به اسم خود ولی به حساب دیگری (آمر) معاملاتی کرده و در مقابل حق العملی دریافت می کند.

اوراق بهادار: اسناد مالی که در معاملات بورسی و بانکی قابل نقل و انتقال و دارای نرخ باشد.

سفته: سندی است تجاری که به موجب آن امضا کننده (صادر کننده) تعهد می کند در زمان معین یا به محض مطالبه در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد آن شخص کارسازی کند.

چک: نوشته ای که به موجب آن صادرکننده وجوهی را که نزد دیگری دارد (بانک)، کلاً یا قسمتی از آن را به نفع خود یا دیگری از بانک مسترد می کند.

چک بی محل: چکی است که صادرکننده اش در تاریخ سررسید، وجه و اعتباری نزد بانک نداشته یا اگر دارد، کمتر از میزان مندرج در چک است.

چک وعد ه دار: چکی است که به موجب آن صادرکننده به بانک دستور پرداخت چک را در راس موعد معینی می دهد که این تاریخ با تاریخ صدورچک یکی نبوده و به اصطلاح چک روز نیست.

عقد بیع: ایجاب و قبولی که بر نقل ملک در برابر عوض معلوم دلالت می کند.

بایع: کسی که در معامله کالایی را بفروشد که در مقابل او مشتری یا خریدار قرار می گیرد.

خیار: تسلط بر “از بین بردن” اثر حاصل از عقد را گویند. خیار ممکن است ناشی از توافق و تراضی طرفین باشد. مانند خیار شرط در عقد بیع که به موجب آن شرط می شود که در مدت معینی برای خریدار یا فروشنده یا هر دو یا نفر سومی اختیار فسخ معامله باشد یا ممکن است خیار ناشی از حکم قانون باشد. مانند خیار مجلس که به موجب آن مادامی که مجلس عقد بهم نخورده است، طرفین حق بر هم زدن معامله را دارند.

بیع فضولی: عقد فضولی آن است که در باب معاملات، کسی مال دیگری را بدون اذن صاحب مال و صاحب حق بفروشد یا منتقل کند.

سلف یا سلم: به معنای پیش فروش است.

اقاله: به معنای بر هم زدن معامله با تراضی و سازش طرفین معامله است.

برائت: اصلی است فقهی و عقلی که در امر کیفری و مدنی به کار می آید. برای مثال اصل آن است که هیچ کس مجرم نبوده و مبری از ارتکاب جرم است.

تدلیس: اعمالی که موجب فریب طرف معامله می شود و شخص فریب خورده تحت شرایطی قانونی حق فسخ دارد.

نظر خود را با ما در میان بگذارید