شهریور 26, 1394 11:59 ق.ظ

اجازه دادگاه برای ازدواج دختر در چه شرایطی صادر می شود؟

پایگاه خبری حق و حقوق نیوز: قانون، نکاح دختر باکره (دختری که هنوز ازدواج نکرده است) را منوط به اخذ اذن از جانب پدر یا جد پدری (ولی قهری) دانسته است و در شرایطی که ولی قهری (پدر یا جد پدری) نسبت به این امر مخالفت ورزد، دختر می تواند مردی را که تصمیم به ازدواج با او دارد را به طور کامل (سن، شغل، سلامت جسمی، شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده است و …) به دادگاه معرفی نماید و از دادگاه تقاضا نماید اجازه ازدواج او را با مردی که معرفی نموده است، صادر نماید. دادگاه نیز با توجه به مصلحت دختر و بررسی دلایل مخالفت پدر یا جد پدری چنانچه ممانعت موجه نباشد و مرد نیز دارای شرایط کافی برای ازدواج با دختر باشد به دختر اجازه ازدواج می دهد و دختر می تواند با مراجعه به دفاتر ثبت ازدواج عقد نکاح را جاری ساخته و آن را ثبت نماید.

به گزارش پایگاه خبری حق و حقوق نیوز ، تفاهم و استمرار در امر ازدواج، نیاز به آگاهی­ های حقوقی را افزایش می دهد بی شک همان طور که در عرف نیز شاهد آن هستیم احترام به والدین و رضایت خاطر از جانب آنان از سوی فرزندان (چه پسر و چه دختر) امری بسیار پسندیده است.

قانون، نکاح دختر باکره (دختری که هنوز ازدواج نکرده است) را منوط به اخذ اذن از جانب پدر یا جد پدری (ولی قهری) دانسته است و در شرایطی که ولی قهری (پدر یا جد پدری) نسبت به این امر مخالفت ورزد، دختر می تواند مردی را که تصمیم به ازدواج با او دارد را به طور کامل (سن، شغل، سلامت جسمی، شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده است و …) به دادگاه معرفی نماید و از دادگاه تقاضا نماید اجازه ازدواج او را با مردی که معرفی نموده است، صادر نماید. دادگاه نیز با توجه به مصلحت دختر و بررسی دلایل مخالفت پدر یا جد پدری چنانچه ممانعت موجه نباشد و مرد نیز دارای شرایط کافی برای ازدواج با دختر باشد به دختر اجازه ازدواج می دهد و دختر می تواند با مراجعه به دفاتر ثبت ازدواج عقد نکاح را جاری ساخته و آن را ثبت نماید.

اما چنانچه دلایل پدر یا جد پدری موجه باشد، دادگاه نیز مخالفت خود را با این ازدواج صادر می کند. زیرا آنچه اهمیت دارد مصلحت دختر است. فلذا خود اجازه ازدواج توسط پدر فقط برای رعایت مصالح و منافع عالی و حمایت از دختر است.

اساساً تعیین سن ازدواج از سوی قانونگذار ۱۳ سالگی برای دختر و ۱۵ سالگی برای پسر در نظر گرفته شده است اما ازدواج قبل از فرا رسیدن این زمان نیز به اصرار و اذن ولی قهری به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح نیز امکان پذیر است.

ازدواج وسیله ای برای رشد و کمال، تامین سلامت جامعه و بقای نسل است و نقش عظیمی در توسعه تمدن بشری دارد. پس برای نهادن خشت اول شناخت و بصیرت لازم است. ازدواج با سایر مناسبات زندگی متفاوت است. با پذیرش مسئولیت و قبول تعهدات همراه است. در ازدواج سرنوشت زن و شوهر لاجرم به هم گره می خورد و در هم تاثیر می گذارد. در تشکیل خانواده نوعی اتحاد و همبستگی مالی و عاطفی مورد نظر است. رابطه زناشویی یکی از قوی ترین رابطه های انسانی است و در پی ریزی بنای زندگی مشترک، قصد و رضایت کامل طرفین اصل است. ازدواج به اجبار و اکراه پذیرفتنی نیست اما واقعیت آن است که امر ازدواج از چنان اهمیتی برخوردار است که تبعات شکست آن بسیار سنگین و طاقت فرسا می باشد. به همین دلیل قانون مدنی در ماده ۱۰۴۳ ازدواج دختر باکره را به اجازه پدر و جد پدری منوط نموده است.

دخالت دادگاه چه قبل از سن ازدواج و چه بعد از آن به شرحی که ذکر شد از جهت بار اثباتی و طی تشریفات را برعهده دختر می گذارد و از مسؤولیت دفترخانه ازدواج می کاهد؛ چه آنکه صلاحیت دادگاه در تشخیص این مصلحت شایسته تر است. اما نکته قابل بحث، میزان مداخله دادگاه در این مصلحت اندیشی است. بنابراین دادگاه می تواند تا حدی بدون تأثیرپذیری و جانبداری و با در نظر گرفتن شرایط طرفین چون هم کفو بودن (همسان همسری چه از لحاظ مذهبی و یا تمکن مادی و معنوی، عدم وجود فسق و شرارت و از این دست)، به بررسی و تحقیق پرداخته و اذن یا عدم اذن خود را بدین منظور اعلام نماید.

همچنین در صورت غیبت یا عدم دسترسی به ولی قهری نیز دختر می تواند با اذن دادگاه نسبت به ثبت ازدواج خود در دفترخانه ازدواج اقدام کند. بنابراین چنانچه آنها در قید حیات نباشند یا محجور بوده و یا تحت قیمومیت باشند دختر در ازدواج استقلال دارد و اجازه شخص یا مرجع دیگری را لازم ندارد.

تحلیل موضوع:

آنچه مسلم به نظر می رسد لزوم طی کردن تشریفات یاد شده از سوی دختر است که اساساً عدم انجام ترتیبات آن نه تنها ثبت ازدواج را در دفترخانه ازدواج مجاز نمی داند بلکه اگر این ازدواج ثبت شود مسلماً تعقیب انتظامی سردفتر را در پی خواهد داشت و همچنین از نظر ماهیتی نیز می تواند تولید اشکال کند، مگر اینکه پدر یا جد پدری آن ازدواج را تنفیذ کنند ولی در حالتی که ولی قهری آن را تنفیذ ننماید، بحث ابطال یا صحت این ازدواج مطرح می شود.

بنابراین ازدواج دختر بدون اجازه ولی نافذ نیست البته اجازه ولی تنها در صورتی که ولی بدون علت موجه از دادن اجازه خودداری ننماید و در صورتی که با وجود خواستگار مناسب و هم کفو با دختر و تمایل دختر به ازدواج، ولی بدون دلیل موجه از دادن اجازه خودداری نماید اجازه او دیگر معتبر نمی باشد. همچنین اگر ولی دختر غایب باشد و به او دسترسی نباشد در این موارد دادگاه بجای ولی اجازه ازدواج را صادر می کند.

آیا مادر نیز اختیار دارد ازدواج را اجازه بدهد یا رد کند؟

اجازه ازدواج دختر باکره فقط با پدر و جد پدری است و هیچ کس دیگری از نقطه نظر قانون نمی تواند در امر ازدواج مداخله نماید اما دادن مشورت بلامانع است و دختر نیز بهتر است پس از مشورت با دیگران و بهره مندی از نظرات افراد دلسوز ازدواج نماید.

مواردی از قانون مدنی:

ماده ۱۰۱۴ قانون مدنی میگوید؛ عقد نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جدر پدری است و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه خانواده شخصاً به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.

ماده ۱۰۴۴ قانون مدنی می گوید؛ در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشد و استیذان از آنها عادتاً غیرممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد وی می تواند اقدام به ازدواج نماید.

تبصره: ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می باشد.

 

نظر خود را با ما در میان بگذارید

    پاسخ مم:

    دلم برای خودمو خیلی از دخترای دیگه میسوزه وقتی برای ما حقی به عنوان ازدوا ج نیست ….برای ماها انگار خدا دلش نمی خواد بعضیها زندگی داشته یاشند واقعا به این نتیجه رسیده ام. ناشکری هم نمیکنم

     
    پاسخ استاد میثم اکبری:

    سلام
    انشالله مشکل همه جوانان کشور در زمینه اشتغال و ازدواج مرتفع بشه به حق امام حسین علیه السلام. من نمی دونم تو این مشکلات مملکت وام ماشین خریدن مردم مهمتر بود یا ازدواج و اشتغال جوانان
    خدا عاقبتمون رو ختم به خیر کنه به حق حضرت زهرا سلام الله علیها.